اربعین و بازسازی پیوندهای فراملی

در جهان امروز، بسیاری از پیوندهای میان ملت‌ها گرفتار صورت‌های رسمی، بیانیه‌ای و سیاسی‌اند. دولت‌ها با هم مذاکره می‌کنند، نهادها تفاهم‌نامه امضا می‌کنند، رسانه‌ها تصویر می‌سازند، اما لزوماً «رابطه انسانی» در عمق جامعه‌ها شکل نمی‌گیرد. از همین رو است که بسیاری از مناسبات سیاسی، با یک تنش یا بحران فرو می‌ریزند، چون پشتوانه عاطفی و اجتماعی ندارند. در مقابل، هرجا ملت‌ها تجربه‌های مشترک، خاطره‌های مشترک و مواجهه‌های انسانیِ تکرارشونده پیدا کنند، نوعی سرمایه اجتماعی فراملی شکل می‌گیرد که بسیار پایدارتر از مناسبات رسمی است. اربعین، یکی از مهم‌ترین بسترهای تولید چنین سرمایه‌ای است.

آنچه در اربعین رخ می‌دهد، فقط حرکت زائران به سوی یک مقصد مقدس نیست؛ نوعی درهم‌تنیدگی انسانی میان مردمانی از زبان‌ها، شهرها، قومیت‌ها و ملیت‌های مختلف است. در این میان، نسبت میان ایرانیان و عراقی‌ها جایگاهی خاص دارد، زیرا این تجربه در جغرافیای زیسته، در خانه‌ها، موکب‌ها، خیابان‌ها و مسیرهای واقعی شکل می‌گیرد. رابطه در اینجا انتزاعی و رسانه‌ای نیست؛ چهره‌به‌چهره است. انسان مهمان‌نوازی را لمس می‌کند، خدمت را از نزدیک می‌بیند، محبت را در سطح بدن اجتماعی تجربه می‌کند و از کلیشه‌های دوردست عبور می‌کند.

تجربه مستقیم، نیرویی دارد که هیچ تحلیل ثانویه‌ای جای آن را پر نمی‌کند. ممکن است سال‌ها درباره روابط دو ملت سخن گفته شود، اما یک مواجهه انسانیِ صادقانه و تکرارشونده، گاه تأثیری عمیق‌تر از ده‌ها سخنرانی و برنامه رسمی دارد. اربعین دقیقاً چنین میدانی است. در آن، انسان‌ها نه در مقام مصرف‌کننده روایت‌های سیاسی، بلکه در مقام زیست‌کننده یک رابطه واقعی ظاهر می‌شوند. کسی که در خانه یا موکب یک خانواده عراقی پذیرایی می‌شود، یا کسی که برای زائران خدمت می‌کند، در حال شرکت در یک مناسک صرف نیست؛ در حال ساختن یک خاطره اجتماعی مشترک است.

خاطره مشترک، عنصر بسیار مهمی در شکل‌گیری همبستگی‌های پایدار است. ملت‌ها فقط با منافع مشترک به هم نزدیک نمی‌شوند؛ با حافظه مشترک، رنج مشترک، عاطفه مشترک و تجربه مشترک نیز به هم پیوند می‌خورند. اربعین چنین امکانی را فراهم می‌کند. بازگشت میلیون‌ها نفر با مجموعه‌ای از مشاهده‌ها، حس‌ها، روایت‌ها و خاطرات، موجب می‌شود یک تصویر زنده و انسانی از «دیگری» در ذهن جامعه شکل بگیرد. این تصویر، به‌مراتب مقاوم‌تر از تصویرهای کلیشه‌ای و از دور است.

از سوی دیگر، اربعین فقط رابطه میان دو ملت را تقویت نمی‌کند؛ مفهوم وسیع‌تری از امت و همبستگی فرامرزی را نیز بازسازی می‌کند. در جهانی که مرزها، منافع ملی، روایت‌های رسانه‌ای و قطب‌بندی‌های مختلف، انسان‌ها را از هم جدا می‌کنند، اربعین امکان تجربه نوعی اجتماع گسترده‌تر را زنده نگه می‌دارد. انسان در آنجا می‌بیند که تعلقات بزرگ‌تر از ملیت‌های روزمره نیز وجود دارند؛ افق‌هایی که می‌توانند افراد متکثر را حول یک معنا و یک محبت مشترک گرد هم بیاورند. این تجربه، برای جهانِ خسته از تنهایی و تفرق، بسیار ارزشمند است.

یکی از ابعاد مهم این همبستگی، «معنویت جمعی» است. پیوندهای صرفاً سیاسی یا اقتصادی، اگر پشتوانه عاطفی و معنوی نداشته باشند، شکننده‌اند. اما وقتی انسان‌ها در یک فضا، هم‌زمان به امر قدسی متوجه می‌شوند، دعا می‌کنند، اشک می‌ریزند، خدمت می‌کنند و در یک مسیر مشترک حرکت می‌کنند، رابطه میان آن‌ها فقط کارکردی و مصلحتی باقی نمی‌ماند. نوعی هم‌نَفَسی پدید می‌آید که فراتر از مناسبات رسمی است. این هم‌نفسی، سرمایه‌ای استراتژیک است؛ زیرا ملت‌ها را از سطح همجواری به سطح همراهی ارتقا می‌دهد.

در همین چارچوب، اربعین بستر «شناخت متقابل» نیز هست. بسیاری از سوءتفاهم‌ها، فاصله‌ها و حتی بدبینی‌ها، محصول ناآشنایی‌اند. وقتی مواجهه مستقیم رخ دهد، انسان درمی‌یابد که واقعیت اجتماعی دیگران به‌مراتب پیچیده‌تر و انسانی‌تر از تصورات از دور است. اربعین این مواجهه را ممکن می‌کند. نه در قالب نشست‌های دیپلماتیک، بلکه در قالب راه‌رفتن، میزبانی، هم‌غذایی، استراحت، پرسش، راهنمایی و همراهی. این شناخت متقابل، پایه‌ای‌ترین شرط برای اعتماد پایدار است.

از منظر راهبردی نیز، چنین پیوندهایی اهمیت فراوان دارند. جوامعی که فقط از بالا به هم متصل باشند، در برابر تحولات سیاسی و رسانه‌ای آسیب‌پذیرند. اما جوامعی که از پایین، از طریق تجربه‌های انسانیِ تکرارشونده و خاطره‌های مشترک به هم متصل شده باشند، دیرتر از هم گسسته می‌شوند. اربعین یکی از نیرومندترین مصادیق همین اتصال از پایین است. این رخداد، به مردم فرصت می‌دهد بدون واسطه‌های سنگین، یکدیگر را ببینند، لمس کنند، بفهمند و در حافظه خود ثبت کنند.

در پایان، اربعین را باید یکی از مهم‌ترین میدان‌های بازسازی همبستگی فراملی در جهان معاصر دانست. این همبستگی نه بر پایه قرارداد، بلکه بر پایه تجربه شکل می‌گیرد؛ نه صرفاً در سطح شعار، بلکه در سطح زیست؛ نه فقط در مناسبات رسمی، بلکه در عمق عاطفه و حافظه. هرچه این تجربه عمیق‌تر، گسترده‌تر و آگاهانه‌تر فهم شود، ظرفیت آن برای ساختن پیوندهای پایدار میان ملت‌ها نیز بیشتر خواهد شد. اربعین، در این معنا، فقط یک حرکت مذهبی نیست؛ یکی از بزرگ‌ترین صحنه‌های تولید رابطه انسانیِ معنادار در روزگار ماست.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا