مطالعه مردمشناختی آیین زیارت اربعین، پژوهشی است که با عنوان کتاب روایت زیارت به چاپ رسیده و نویسنده علاوه بر گزارش اجمالی تاریخی از جامعه عراق به تحلیل ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن پرداخته است.
کتاب «روایت زیارت؛ مطالعه مردمشناختی آیین زیارت اربعین» عنوان پژوهشی است که پس از مطالعه نظاممند و میدانی و همچنین ثبت و ضبط و تحلیل آیینهای گسترده اربعین، به بررسی انسانشناسانه تطورات مناسکی و گفتمای آیین زیارت اربعین و تجربه زیسته کنشگران عراقی به مثابه ادراک و تجربه امر قدسی و تجلیات آن می پردازد.
نویسنده در مقدمه کتاب نوشت: آیین زیارت اربعین که در سالهای اخیر با اقبال خیرهکننده زائران مواجه شده است، به لحاظ دامنه، وسعت، تعداد و تنوع مشارکتکنندگان و کنشگران (تنوع قومیت، جنسیت، نوع و کیفیت به رفتارهای کنشگران) توجه پژوهشگران حوزههای دانشی مختلف به ویژه علوم انسانی را به خود معطوف کرده است. مناسک اربعینی نظر به سیالیت آیینها و گستردگی روزافزون و اقبال میلیونی زائران، امروزه عرصه بروز مناسبات انسانی جدیدی است که کارکردهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مهمی را در پی داشته و از این رو، اهمیت انجام پژوهش بهمنظور شناخت و تحلیل این پدیده و کارکردهای آن بر کسی پوشیده نیست.
وی افزود: تاکنون مطالعاتی پیرامون این پدیده عظیم دینی صورت پذیرفته که بیشتر ناظر به کارکردهای معرفتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن بوده و اندک مطالعاتی با رویکرد مردمشناسی در این حوزه صورت گرفته که ادبیات و پیشینه تحقیق در این حوزه از جامعیت چندانی برخوردار نیست و عمدتا از سویههای تحلیلی و تفسیری خالی است. در این میان، شاید بتوان گفت در مقام مقایسه مطالعات در خصوص آیین پیادهروی اربعین نقش و سهم مردمشناسی و روایتها و تحلیلهای مردمشناختی از این پدیده دینی امری بایسته مینماید. چرا که این دست مطالعات موجب انعکاس تصویری واقعی از این پدیده فرهنگی به جامعه دانشگاهی و نخبگان عرصههای کلان مدیریتی شده و مبنایی برای مطالعات حوزهها و رشتههای دیگر و نیز اتخاذ تصمیمات مهم در حوزه فرهنگی و گردشگری فراهم مینماید.
این پژوهشگر ادامه داد: اگرچه تنوع ملیتی و قومیتی کنشگران یکی از ویژگیهای بارز آیین زیارت اربعین است، به نحوی که هر ساله زائرانی از بیش از ۸۰ کشور دنیا در این آیین مشارکت دارند اما به لحاظ جمعیتی و میزان تاثیرگذاری به نظر میرسد که کنشگران عراقی و ایرانی اصلیترین کنشگران این صحنه به شمار میروند. بنابراین میتوان مشارکتکنندگان و کنشگران در این آیین را به دو دسته اصلی تقسیم نمود. دسته اول، کنشگران عراقی به مثابه میزبانان اصلی این آیین که البته خود در شمار پرتعدادترین زائران اربعینی به شمار رفته و تعاملات فرهنگی گستردهای با زائران دارند و دسته دوم کنشگران این آیین، زائران ایرانی و غیر ایرانیاند که زائران ایرانی عمده مهمانان در زیارت اربعین به شمار میروند. بر این اساس جهت افزایش دقت علمی پژوهش و بررسی زوایای گوناگون موضوع، نگارنده در این پژوهش میکوشد به ابعاد گسترده تجربه زیسته کنشگران عراقی و نمادشناسی مناسک اربعین بپردازد و در بخش دیگر تحقیق زوایای تجربه زیسته کنشگران ایرانی و غیر ایرانی را بکاود. (۲۳ و ۲۴)
نویسنده در بخش نخست به توضیح مفاهیم و پیشینه تحقیق پرداخته، در بخش دوم به جغرافیای تاریخی و سیاسی عراق و همچنین بافتار جمعیتی و هویتی جامعه عراق اشاره کرده، در بخش سوم زیارت اربعین را به مثابه تجربه امر قدسی مورد بررسی قرار داده، در بخش چهارم تجربه زیسته کنشگران عراقی را بیان کرده و در بخش پنجم به خلاصه ای از پژوهش اشاره کرده است. بخشهایی از کتاب را مرور میکنیم:
چرا زائران اربعین سربند میبندند
یکی دیگر از عناصر نمادین در فضای مناسکی اربعین که حتی گاه در قالب یکی از هدایا و نذورات فرهنگی موکبها به زائران اعطا میشود، سربند است؛ سربندهایی به رنگ سیاه، سبز، سرخ و زرد که معمولا شعارهایی با محوریت عاشورا مانند «یا حسین»، «یا اباالفضل العباس»، «لبیک یا حسین»، «لبیک یا زینب»، «لبیک یا مهدی» و نظایر آن بر روی آنها نوشته شده است و کنشگران آیینی اربعین با این سربندها در واقع به بازنمایی آگاهانه و شفاف باورهای خود میپردازند.
«استفاده از سربند، تاریخچهای طولانی دارد که البته در مورد جامعه ایران بیشتر تحت تاثیر دوران جنگ تحمیلی و استفاده نمادین آن توسط رزمندگان است و در فضای مناسکی اربعینی هم بیشتر در بین زائران ایرانی دیده میشود. استفاده از سربند، قدم برداشتن زائر به عنوان رزمنده اسلام و ادامه دهنده راه امام حسین(ع) و شهدای کربلا را بازنمایی میکند؛ رزمندهای که با پیمودن مسیر کربلا آمادگی خود را برای زمینه سازی ظهور امام عصر(عج) نشان میدهد. در واقع زائر با انتخاب چنین سربندی، هم عشق خود به امام حسین(ع) را نشان می دهد و هم هدفی متعالی و هویتی خاص از خود را بازنمایی میکند.» (کاهیرده و دماوندی، ۱۴۰۰: ۹۴)
بستن سربند یا حسین، فراتر از یک عمل ظاهری است و نشاندهنده یک باور قلبی و یک تعهد درونی است. این عمل علاوه بر ابعاد فردی دارای ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز هست و میتواند در تقویت هویت شیعی و مبارزه با ظلم و ستم نقش مهمی ایفا کند. معانی نمادین سربند را میتوان بدین شرح دستهبندی نمود:
– عشق و ارادت: سربند، نماد عشق و ارادت قلبی به امام حسین(ع) و قیام عاشوراست.
– پیروی از راه حسینی: بستن سربند اعلام وفاداری به راه و مکتب امام حسین(ع) و آمادگی برای دفاع از حق و عدالت است.
– یادآوری مظلومیت: سربند یادآور مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش است و انگیزهای برای مبارزه با ظلم و ستم.
– نمایانگر هویت شیعی: سربند یکی از نمادهای هویت شیعی است و نشاندهنده تعلق فرد به مکتب اهل بیت(ع) است.
کارکردهای اجتماعی سربند در جامعه اربعینی عبارتند از:
– ایجاد وحدت و همبستگی: بستن سربند باعث ایجاد وحدت و همبستگی میان شیعیان میشود و حس تعلق به یک گروه بزرگتر را تقویت میکند.
– تقویت روحیه مقاومت: سربند نمادی از مقاومت و پایداری در برابر ظلم و ستم است و روحیه ایستادگی شیعیان را فزونی میبخشد.
– ابراز همدردی با مظلومان: بستن سربند نشانگر ابراز همدلی با مظلومان و ستمدیدگان در سراسر جهان است. (۱۷۷ و ۱۷۸)
هیئت طویریج در اربعین
عزاداری برخی موکبها و دستهها در ایام اربعین شکل ویژهای دارد. مثلا هیئت طویریج عراق که هیئتی بسیار قدیمی است، با شعارهایی همچون «واحسینا»، «لبیک یا حسین» و «وا ویل علی العباس» به عزاداری میپردازند و به «رکضة الطویریج» شهرت دارد. طویریج در منطقه هندیه و در فاصله ۱۰ کیلومتری تا شهر کربلا قرار دارد که به گفته تاریخنگاران در زمان قیام حسینی محل سکونت قبیله بنی اسد بوده است. بنی اسد ساکن در غاضریه، در نزدیکی کربلا، که در رخداد عاشورا بیطرفی گزیده بودند، با حضور در کربلا اجساد شهیدان را به خاک سپردند.
این عزاداران «هنگام عزاداری هروله میکنند. یعنی نه میدوند و نه به شکل عادی راه میروند؛ بلکه حالتی سراسیمه دارند که تداعیکننده شرایط اسرای کربلاست. علامه بحرالعلوم نیز در عزاداری این هیئت شرکت میکرد و یک بار حین عزاداری، عمامه را انداخته و اعلام کردند که امام زمان را دیدهاند که ایشان هم در این هیئت بودند و چنین کردند.
در پیشاپیش برخی دستهها، شبیه برخی شهیدان کربلا و نیز لشکریان دشمن حرکت میکنند و هودج (مثل کجاوه)هایی از زنان در میان آنان است و مانند اسیرانی که از شام به سوی مدینه باز میگردند، ظاهر میشوند و روز اربعین از کربلا عبور میکنند. جمعیت کثیری با دیدن این صحنههای غمانگیز متاثر شده و بر سر و سینه میزنند.» (زارع خورمیزی،۱۳۹۲:۲۸۱-۲۸۲) رکضه طویریج در شامگاه اربعین با همان شور و خروش با هروله به عزاداری میپردازند. (۱۸۷)
از نسل حاتم در طریق العلما
مهماننوازی و پذیرایی از مهمان، رسم و سنت دینی فرهنگ عراقی است. در عرف و فرهنگ عراق برای مرد عرب این که مهمانی بر او وارد شود و او نتواند از او پذیرایی کند، امری بس نکوهیده و تحقیرآمیز است. در تاریخ نیز داستانهای زیادی در خصوص مهماننوازی عربها نقل شده است که شاید معروفترین آنها داستانهای منتسب به حاتم طائی است. عبدالله بن حاتم که مسلمان و شیعه بوده به کوفه هجرت میکند تا در کنار امیرالمومنین(ع) باشد و عشیره حاتم که در کیلومتر ۱۰ طریق العلما یا طریق شطّ زندگی میکنند از نسل حاتم طائی هستند و در زمان سختگیری صدام در خدمت پنهانی به زائران اربعین داستانهایی شنیدنی دارند. مستندی از این برهه تاریخی و پس از آن با عنوان «از نسل حاتم» به کارگردانی محمدحسن رضایی در سال ۱۳۹۸ ساخته شده است که به خوبی نشانگر این خصلت بخشندگی و سخاوت و مهماننوازی آنهاست.
درست است که مهماننوازی سنتی است که ریشه در اسلام و فرهنگ عربی دارد و اعراب از مهمان خود همچون یک شاهزاده استقبال و پذیرایی میکنند اما حقیقت آن است که بیش و پیش از این، خدمت تامّ و خالصانه به زائر، آن هم زائر حسینی و به طور خاصتر زائر اربعین حسینی که قصد همنوایی با کاروان اسرای کربلا را دارد، در اینجا ملاک و معیار کنش میزبانان عراقی است و از نگاه این کنشگران، خود امام حسین(ع) میزبان حقیقی زائر است و لذا میزبانی از مهمان اباعبدالله همه شرافت آنها به حساب میآید.
به طور کلی زیست جهان مردم عراق در ایام اربعین بر مدار نوعی فراموشیِ خود و احضار دیگریِ مقدس و نوعی حس گشودگی به دیگران میگردد که خود را در قالب از خودگذشتگیها و ارائه خدمات بی هیچ چشمداشت به دیگران متجلی می سازد. (۲۲۰)
خاطره زائر آمریکایی از غذای موکب اربعین
طعم و مزه غذای آیینی برای زائران از آن رو که در فضای آیینی و قدسی تناول میشود، هرگز با غذای عرفی روزمره قابل قیاس نیست و تجربه زیسته دینداران گواه طعمی متفاوت از این غذای متبرک است و حتی ابعاد گستردهتری از کارکردهای معنوی پیش روی ما می گشاید. یکی از خادمان موکب که غذای امام حسین(ع) را عامل شفا میدانست نقل میکرد «دو سال پیش زائری شیعی از آمریکا میزبان ما بود که خود او پس از بازگشت تماس گرفته و داستان سفرش را این چنین شرح داد که در ابتدای سفر به سبب عدم رعایت اصول بهداشتی در طبخ غذا در برخی موکبها از تناول غذای نذری سر باز میزده است اما خود را از این خوراک آیینی و متبرک محروم نکرده و در تمام مسیر مهمان موکبهای مختلف شده و پس از بازگشت به کشورش و انجام آزمایشات متعدد متوجه شده است که از بیماری نادری که سالها او را رنج میداده است، خبری نیست و غذای نذری را عامل شفای خود دانسته و بدین ترتیب ارتباط با امر قدسی برای وی از خلال غذای مناسکی جلوه گر شده است.»
با دختر جوانی که دانشجوی مهندسی بود و از تهران آمده بود در صف بسیار شلوغ غذای عتبه علوی (آستان مقدس حضرت علی علیه السلام) در شهر نجف گفتوگو میکردم و از دلیل حضورش در صفی چندین متری پرسیدم و علت اصرار او برای گرفتن غذا را جویا شدم و او که در همان حالت ایستاده با صلواتشمارش مشغول ذکر گفتن بود پاسخ داد «این غذا نور داره، این غذا خودش نوره، غذای تبرکی رو باید بخوری تا قلبت نور بگیره! طعم این غذا رو هیچ جا در هیچ رستورانی نمیشه پیدا کرد. چون ما به برکتش باور داریم. به این که امام، میزبان ماست و غذای حرم غذاییه که به قلبمون نور میده و قلبمون رو روشن میکنه تا با قلب پاک به زیارت امام حسین(ع) بریم. من عادت ندارم هیچ جا توی صف بایستم، حتی توی دانشگاه، وقتی به سلف میرم که خلوت باشه اما برای گرفتن این غذا حاضرم توی این گرمای شدید بایستم. چون غذای امیرالمومنین(ع) برام تبرکه و ان شاءالله که رزقم باشه. چون اگه رزقم نباشه، روزیم نمیشه. (۲۴۳ و ۲۴۴)
کتاب روایت زیارت؛ مطالعه مردمشناختی آیین زیارت اربعین به قلم زهرا زارع توسط پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ۳۹۱ صفحه به چاپ رسیده است.



