از صفین تا عاشورا

روایت سلمان کدیور در رمان «پس از بیست سال»

بحث درباره سرنوشت جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر(ص) همواره در جهان اسلام و فراتر از آن محل گفت‌وگو بوده است؛ اینکه اسلام علوی یا اسلام اموی کدام‌یک تداوم راستین دین محمد(ص) را نمایندگی می‌کنند.

صدای گریه نوزادی فضای اتوبوس را پر کرده بود؛ من و سلیم، قهرمان کتاب، به کربلا رسیده بودیم؛ آخرین ایستگاه. درست در صفحات پایانی رمان، پس از روایت صفین، به عاشورا می‌رسیم؛ جایی که تصویر علی‌اصغر در آغوش حسین(ع) نقش می‌بندد. اتوبوس از مرز مهران گذشته و ما مسافران خسته اما مشتاق، دل از خاک خویش برکنده و پا به سرزمین تپنده تاریخ شیعه نهاده‌ایم. هُرم گرمای نینوا صورتم را می‌سوزاند و من هم‌زمان در داستانی عاشقانه، تاریخی و عدالت‌خواهانه غرق می‌شوم؛ داستانی که گام‌های اربعینی را با تصاویر کتاب در هم می‌آمیزد.

محرم، فرصتی دوباره است برای بازخوانی آثار عاشورایی. انتخاب امسال من رمان «پس از بیست سال» است؛ کتابی ۷۵۰ صفحه‌ای که ابتدا به‌دلیل حجم سنگینش دشوار به نظر می‌رسید اما به‌سرعت مرا درگیر صف‌آرایی شام و عراق، کوچه‌های کوفه و داغ کربلا کرد. روایت زنده و پرکشش کدیور، مخاطب را با خود همراه می‌سازد؛ چنان‌که منتقدان نیز تأکید کرده‌اند، او برخلاف بسیاری از آثار دینی معاصر، تنها به گزارش تاریخ اکتفا نکرده، بلکه با گره‌افکنی‌های چندلایه و نثری پرکشش، داستانی خواندنی و اندیشیدنی آفریده است.

کدیور تاریخ اسلام را با روایتی انسانی و تلخ بازمی‌آفریند. هر دیالوگ و کنش شخصیت‌ها ملموس است و همین ویژگی، خواننده را وامی‌دارد با شوق صفحات را ورق بزند. هنر نویسنده در حفظ تعادل میان روایت طولانی و کشش داستان ستودنی است؛ هر فصل به‌گونه‌ای پیش می‌رود که مخاطب می‌خواهد بداند سرنوشت شخصیت‌ها چه خواهد شد. چنان‌که سیده عذرا موسوی نیز نوشته، فصل جنگ صفین نقطه اوج مهارت روایی اوست که گزارش تاریخی را با درام در هم آمیخته است.

رمان از شام آغاز می‌شود؛ جامعه‌ای که نه‌تنها از نظر جغرافیایی، بلکه از نظر روانی نیز در تسلط امویان است. یکی از تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌ها، پرسش ساده‌ای است که در مسجد کوفه شنیده می‌شود: «مگر علی هم نماز می‌خواند؟» این جمله، سندی از تحریف و فراموشی حقیقت است. کدیور نشان می‌دهد چگونه تبلیغات امویان، تاریخ و دین را به نفع خود بازنویسی کردند و چگونه همین تحریف‌ها زمینه‌ساز عاشورا شد.

شخصیت اصلی، «سلیم»، فرمانده‌ای شامی، نماد نسلی است که میان حقیقت و قدرت گرفتار شده است. او شخصیتی خاکستری و چندلایه دارد که با تردیدها، عشق و انتخاب‌هایش، بار انسانی داستان را افزایش می‌دهد. رابطه او با «راحیل» ــ که همچون آینه‌ای از شهود زنانه و وجدان بیدار است ــ بر مسیر تحول سلیم می‌افزاید. منتقدانی همچون مرضیه نفری این روند را طبیعی و باورپذیر دانسته‌اند.

«پس از بیست سال» صرفاً بازگویی گذشته نیست، بلکه پرسشی تاریخی برای امروز را طرح می‌کند: چگونه تحریف و فراموشی می‌تواند حقیقتی بزرگ را به سایه ببرد؟ این رمان ما را وادار می‌کند تا دوباره به مسلمات خویش بنگریم. همان‌گونه که وحید یامین‌پور اشاره کرده، اثر توانسته میان تاریخ، حکمت و کلام اسلامی پلی بزند و دوگانه‌های «حق و مصلحت» و «عدالت و امنیت» را به‌خوبی مطرح کند.

در نهایت، «پس از بیست سال» روایتی است از گذر زمان، انتخاب‌ها و پیامدهایشان؛ داستانی که گذشته و حال را درهم می‌تند و فرصتی برای اندیشیدن به مفاهیم ژرفی همچون حقیقت، عدالت و تأثیر تاریخ بر امروز فراهم می‌سازد. برای آنان که به رمان‌های بلند و پرمغز علاقه‌مندند، این کتاب انتخابی ارزشمند است؛ سفری در ایام محرم و صفر که هم دل را روشن می‌کند و هم ذهن را.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا