اربعین امسال برای مردم ایران، تنها یک سفر زیارتی یا آیین مذهبی نیست؛ جلوهای از حال و هوای ملتی است که در فاصله میان دو اربعین، روزهای دشوار جنگ، داغ، اضطراب و ایستادگی را پشت سر گذاشته و از دل این تجربه تلخ، به پیوندی عمیقتر با یکدیگر، با وطن و با ایمان خود رسیده است. مردمی که رنج مشترک را لمس کردهاند، امسال با فهمی نزدیکتر و زندهتر از حقیقت عاشورا راهی این مسیر میشوند.
بسیاری از ایرانیان در این مدت، کربلا را نه فقط در روضهها و روایتها، بلکه در تجربه ملموس زندگی خود جستوجو کردهاند. وقتی سرزمینی آماج تهدید و آتش میشود، وقتی بیگناهان و مدافعان وطن مظلومانه به خاک و خون میافتند، مفاهیمی چون مظلومیت، وفاداری، ایثار و حقطلبی، از سطح واژهها فراتر میرود و به ادراکی عینی و اجتماعی بدل میشود. از همینجاست که اربعین امسال، برای بسیاری از مردم ایران، معنایی فراتر از هر سال پیدا کرده است.
این حضور گسترده، فقط نشانه شور دینی نیست؛ تصویری از بلوغ اجتماعی و انسجام ملی نیز هست. ملتی که در روزهای سخت، ارزش همدلی و کنار هم ماندن را دوباره کشف کرده، اکنون این سرمایه معنوی را با خود به جاده اربعین آورده است. هر قدم در این مسیر، تنها پیمودن راه نجف تا کربلا نیست؛ گویی تجدید عهدی است با امام حسین(ع)، با شهدای این سرزمین و با حقیقتی که در روزگار رنج، روشنتر از همیشه خود را نشان میدهد.
اهمیت حضور مردم ایران در اربعین امسال، در پیوندی است که میان رنج امروز و حافظه تاریخی عاشورا شکل گرفته است. این پیوند، حاصل شعار نیست؛ از دل تجربه و مشاهده برآمده است. مردمی که مظلومیت بیگناهان و حقانیت شهیدان این مرز و بوم را دیدهاند، امروز با جان و دل بهتر میفهمند که چرا کربلا همچنان زنده است. برای آنان، شهدای ایران تنها نامهایی در حافظه جمعی نیستند؛ نشانههایی از همان راهیاند که در کربلا با خون تثبیت شد: راه ایستادگی در برابر ظلم، وفاداری به حق و جانفشانی برای کرامت انسان.
در این میان، شهادت کودکان مدرسه میناب از جانکاهترین صحنههایی بود که دلهای مردم را بیش از پیش به عمق مصیبت عاشورا برد. تصویر کودکانی که مظلومانه قربانی آتش و خشونت شدند، برای بسیاری یادآور معصومیت حضرت علیاصغر(ع) و غربت جانسوز حضرت رقیه(س) بود؛ کودکانی که در کربلا، نشانه اوج بیپناهی و مظلومیت اهلبیت(ع) شدند. از همین رو، اندوه این کودکان شهید تنها یک داغ ملی نیست، بلکه زخمی است که در حافظه عاطفی و دینی مردم با روضههای ناتمام عاشورا پیوند میخورد و سوز اربعین امسال را عمیقتر میکند.
اربعین امسال از این جهت، صحنه نمایش وحدت مردمی نیز هست که در دل تهدیدها و مصیبتها، بیش از گذشته یکدیگر را یافتهاند. حضور خانوادهها، جوانان، زنان و مردانی که هر یک به نوعی از این روزهای سخت متأثر شدهاند، نشان میدهد که اربعین برای ایرانیان فقط یک تجربه فردی و معنوی نیست، بلکه عرصهای برای بروز همبستگی ملی نیز هست. این حضور جمعی، زبانی روشن دارد: این ملت با همه زخمهایی که برداشته، هنوز ایستاده، امیدوار و وفادار است.
برای بسیاری، راهپیمایی اربعین امسال، راهی برای تسکین نیز هست؛ تسکین دلهای داغداری که میخواهند رنج خود را در پناه نام حسین(ع) معنا کنند و اندوه امروز را به افق بزرگتری از ایمان و صبر پیوند بزنند. اشک در این مسیر، فقط اشک مصیبت نیست؛ اشک عهد، اشک بیداری و اشک پیوند با حقیقتی است که عاشورا قرنهاست آن را زنده نگه داشته است.
آنچه ملت ایران در فاصله میان دو اربعین آموخت، این بود که جامعه را فقط امکانات مادی سرپا نگه نمیدارد؛ ایمان، حافظه تاریخی، فرهنگ ایثار و همبستگی نیز از ارکان پایداری یک ملتاند. اربعین، محل تلاقی همه این عناصر است. از همین رو، حضور مردم ایران در این راهپیمایی بزرگ، صرفاً یک حضور پرشمار نیست؛ بیان هویت ملتی است که رنج را به آگاهی، داغ را به همدلی و مصیبت را به انسجام تبدیل کرده است.
امسال هر موکب، هر پرچم و هر سلام به سیدالشهدا(ع)، حامل این پیام است که ملت ایران از دل محنت، به وحدتی ژرفتر رسیده است؛ وحدتی که هم ریشه در عاطفه دینی دارد و هم در پیوند وطنی. اربعین امسال، آینه چنین ملتی است: ملتی داغدیده اما سرافراز، زخمی اما پابرجا، اندوهگین اما امیدوار؛ ملتی که با حضور خود در این مسیر، هم به امام خویش لبیک میگوید، هم به شهدای وطن ادای دین میکند و هم نشان میدهد که نور حقیقت، در سختترین روزها نیز خاموش نمیشود.



